ازدواج نابکام چیست؟

نظريه كليشه هاي جنسي گاگنون و سايمون در رابطه با ازدواج به وصای نرسیده:
تئوري كليشه هاي جنسي شامل سه بعد است:
اجتماعي -فرهنگي، درون رواني و ميان فردي
بر اساس اين نگاه ،امر جنسي نه يك پديده طبيعي و ذاتي بلكه يك امر اجتماعي است كه در زمينه هاي تاريخي، فرهنگي و اجتماعي اتفاق مي افتد. بنابراين رفتارهاي جنسي بيش از اين كه حاصل طبيعت افراد باشدتوسط ارزش هاي فرهنگي و در فرايند جامعه پذيري افراد آموخته مي شود.سناريوي فرهنگي در واقع همان الگوي مقبول وتأييد شده جامعه از امر جنسي است كه افراد در قالب ادبيات،استعاره ها وكنش هاي روزمره و بطن زمينه فرهنگي دريافت مي كنند.سناريو يا نمايشنامه درون رواني به شرايط رواني و شخصي هر فرد بستگي دارد و به تجارب وي در كودكي و طول زندگي و سن؛ جنس و نژاد وطبقه اجتماعي كه از آن برآمده برمي گردد.سناريوي ميان فردي اشاره به روابطي دارد كه ما با اطرافيانمان برقرار مي كنيم و نوع برداشتی كه ازقضاوت آن ها نسبت به خودمان داريم.
×كليشه هاي ازدواج و شب اول عروسي:
–  سناريوي فرهنگي شب اول عروسي چيست ؟
–  چرا” دخول “اهميت دارد؟
–  الگوي” مرد موفق ” و “زن ايد ه آل” در سناريوي فرهنگي شب اول عروسي كدام است؟
–  چگونه سناريوي فرهنگي نماد رفتار” مرد موفق” و “زن ايده آل”را در اين صحنه از نمايش جنسي هدايت مي كند؟
– بكارت و دخول و نقش آ نها در برقراري و تداوم ارتباط يك زوج، از چه كليشه هايي پيروي مي كنند؟
– كليشه هاي درون رواني مربوط به دخول و مقاربت كدام هستند؟
– سناريوي فرهنگي شب اول عروسي چيست ؟
براي سا لهاي طولاني، ازدواج به عنوان عاملي براي يك پارچه كردن زوجها در واحدهاي اقتصادي و سياسي جوامع وتبعيت آن ها از اجبارها و هنجارها عملكرده است.ازدواج،سكسواليته افراد را تنظيم كرده و روابط جنسي، وظيفه اي بوده كه مردها و همسرانشان در برابر يكديگر داشته اند. ازدواج؛هم چنين به معناي مُهر تأييد عمومي بر پيوستگي و يكي شدن زوج از نظر جنسي بوده است.شب اول عروسي براي بسياري از زوج ها در فرهنگ هاي مختلف، شبي است كه زوج براي نخستين بار، همبستر مي شوند.اين شب در فرهنگ ايراني” شب زفاف ” خوانده مي شود واصطلاحي است كه يا به اولين شب پس از ازدواج، به ويژه درصورتي كه آن شب، عروس و داماد با يكديگر همبستر شوند و يا نخستين تجربه آميزش جنسي واژينال، گفته مي شود.هم چنين با بررسي اجمالي واژه نامه ها، و متون مختلف به گستره بيشتري از لغات برمي خوريم كه در برگيرنده نقش ها، مكان ها و نيز آيين ها و رسوم مربوط به شب اول عروسي مي باشند از جمله: شب زفاف، حجله ، ينگه ، بربوك(Barbook) دست به دست دادن، دستمال بكارت ، پشت در نشيني ،نشان و…. به عبارت ديگر، مراسم شب عروسي نوعي نمايش نمادين است كه سناريوي فرهنگي خاص آن را هدايت مي كند.” زفاف “در مكان خاصي به نام ” حجله ” صورت مي گيرد و براي هر كدام از افراد درگير در آن، مانند عروس، داماد، ، خانواده آن ها و نيز زن حمايتگرعروس (ينگه) ،نقش هاي از پيش تعيين شده اي وجود دارد.شب زفاف از اين ديدگاه، مرحله ای است كه افراد در طي آن مجوز به دنياي باروري را پيدا مي كنند كه براي جامعه مهم تر ازعملكرد جنسي آن ها است.

چرا دخول” intercourse ” اهميت دارد؟
واژهconsummationدر فرهنگ وبستر (Webster) به مفهوم تحقق پيوستن يك قرارداد با امضاي هر دو طرف است و در بسياري ازسنت ها ، فرهنگ ها ،مذاهب و قوانين، به مفهوم اولين دخول يا نخستين نزديكي رسمي بين دو فرد است كه با يكديگر ازدواج كرده اند.دخول، به صورت سنتي به عنوان جزئي ضروري از يك ازدواج شناخته شده وبسياري از آداب مذهبي اديان مختلف ، به وصال رسيدن را از طريق رابطه جنسي، ضروري دانسته و معتقد هستند ازدواج ، به عنوان يك قرارداد الزام آور، تكميل نمي شود، مگر اينكه منجر به دخول واژينال شده باشد.اصطلاح دخول coitus))كه به وارد كردن آلت مردانه در واژن اطلاق مي شود ، شايع ترين نوع آميزش يا مقاربت جنسي(Sexual intercourse) در جوامع انساني، است. هم چنين دخول تنها فرمي از رابطه جنسي است كه منجر به تداوم نسل مي شود و بنابراين در طي قرن ها به عنوان رفتارجنسي برتر شناخته شده است .اگر چه ساير رفتارها مانند درآغوش گرفتن و سكس دهاني، به عنوان رفتارهاي جنسي تلقي مي شوند اما وارد كردن آلت در واژن به عنوان سكس صحيحProper sex ” ” وواقعيReal sex” ” تعريف مي شود .بر اين اساس، واژن در بسياري از فرهنگ ها از جمله فرهنگ يهود، به عنوان حفره زندگيLife holeخوانده مي شود كه مرد نيروي زندگيشhis own life forces را كه مايع مني، نماد آن است در آن مي ريزد.در اسلام، دو شرط از شروط فسخ نكاح، يعني عنن (impotency) كه عبارت از ناتواني جنسي مرد در دخول و قرن( ( Gharanكه وجود مانعي است در دستگاه تناسلي زن، كه مانع نزديكي مي شود، مربوط به امر دخول مي باشد، به عبارت ديگر در صورت عدم توانايي زوج براي دخول،شرايط ختم قرار داد زوجيت، بدون نياز به شاهد و انشاي صيغه، فراهم مي گردد.

الگوي” مرد موفق ” و “زن ايده ال” در سناريوي فرهنگي شب اول عروسي كدام است؟
هالند و همكاران در پژوهشي در مورد ساختار اجتماعي سكسواليته در افراد جوان به اين نتيجه رسيدند كه قدرت مردانگي هم زنان و هم مردان جوان را وادار مي سازد تا براساس هنجارهاي جنسيتي مرسوم رفتار كنند.آنهامعتقد هستندكه ديدگاه قدرت مردانه ( مرد در موضع برترmale-in-the-head)روابط غير هم جنس را تنظيم كرده و موجب عدم توازن قدرت بين مردان و زنان مي شود. بر اساس اين تئوري، اين قانون – مرد در موضع برتر – و نه زن درجايگاه بالاتر – بر روابط صميمانه غير هم جنس بين زن و مرد تأثير ويژه اي مي گذارد.از سويي انجام مقاربت واژينال صرف نظر از درد و ناراحتي تجربه شده توسط زن، مهر تأييدي بر نرمال بودن او است و از سوي ديگر شروع كننده و فعال بودن براي ” مرد موفق ” از ويژگي هاي مهم كليشه هاي مردانگي محسوب مي شود.به عقيده مرقاتي خويي، در فرهنگ ايراني نيز، دختران در طي كودكي وپس از بلوغ، به عنوان موجودات غير جنسي و يا با حداقل بيان جنسي نسبت به پسران پرورش داده مي شوند. در اين جامعه، “زن خوب و قابل احترامproper or respectable woman) )كسي است كه فعاليت جنسي را به عنوان وظيفه و مسئوليت خودش در نظر مي گيرد .

چگونه سناريوي فرهنگي، نماد رفتار”مرد موفق” و “زن ايده ال”را در اين صحنه از نمايش جنسي هدايت مي كند؟
مقاربت واژينال به عنوان بخشي مهم از رفتارها در روابط غير همجنس درنظر گرفته مي شود. به عبارتي مي توان گفت مردان و زنان براي تحقق يافتن هنجارهاي جنسيتي زنانه و مردانه با فشاري اجتماعي براي انجام دخول واژينال مواجه بوده است و به صورت سنتي، معاني متفاوتي براي مقاربت قايل هستند.براي مردان، مقاربت به منزله آزمون پيروزي و شكست در عملكرد جنسي است و انتظار مي رود حداقل يك ارگاسم را در طي دخول تجربه كنند. در حالي كه صميميت و معاشقه سهم زن است. در واقع براي بسياري از زنان، مقاربت جزيي جدايي ناپذير از فرايند معاشقه است و از نظر جسمي و عاطفي ، مقاربت بيشترين حس پيوستگي را براي افراد به ارمغان مي آورد.قريب 70 درصد مقاربتها در ميان زوجهاي آمريكايي در وضعيت “مرد دربالا” به عنوان وضعيتي معمول و مكانيكي انجام مي شود. به عبارتي ديگر، فعاليت جنسي، عرصه اي از فعاليت است كه مرد در طي آن، ادراكي از خود به عنوان يك فرد حق به جانب، و در وضعيت برتر، به دست مي آورد. حتي اگر در سايرعرصه هاي زندگي اجتماعي اين ادراك را نداشته باشد.بر همين اساس در بسياري از فرهنگها از جمله فرهنگ پارسي، شب زفاف را باصبح پادشاهي مقايسه كرده اند..” شب زفاف، كم از صبح پادشاهي نيست اين تشبيه و نيز به كار بردن اصطلاح “شاه داماد” به خوبي نقش “مرد موفق” را به عنوان فردي كه فتحي را انجام داده ، توصيف مي كند و بر لذت اين فتح، تكيه دارد.در سناريوي فرهنگي شب زفاف ايراني، عروس و داماد ، تنها زماني از ديد جامعه”موفق” شمرده مي شوند كه دخول واژينال داشته باشند .در اين صورت مرد، “داماد” مي شود و دوشيزه به “زن “تبديل مي شود.در اين سناريو،”مرد موفق” ، كسي است كه صحنه حجله را با پيروزي و دخول موفق به پايان ببرد و “زن ايده آلIdeal woman زني است كه بتواند”بكارت” و دست نخوردگي خود را با ريختن خون ناشي ازپارگي پرده، به جامعه اثبات كند تا از ديد ساير افراد جامعه از اين آزمون،موفق و سربلند بيرون آيد.

بكارت و دخول و نقش آنها در برقراري و تداوم ارتباط يك زوج، از چه كليشه هايي پيروي مي كنند؟
اولويت بكارت براي ازدواج، حداقل براي دختران، در رسم رو به فراموشي، بيرون دادن دستمال بكارت در شب عروسي و تبديل آن به تست هاي مدرن تر پزشكي براي اثبات بكارت و يا اعمال جراحي بازسازي هايمن منعكس مي شود.اين كليشه فرهنگي در گذر زمان دچار تغييراتي شده و به شكل معاينه پرده توسط پزشك زنان يا ماما و دريافت گواهي بكارت توسط دختر، پيش از”دست به دست دادن” او و داماد و سپردن گواهي به مادر داماد براي“اثبات حقانيت” دختر مبني بر دوشيزگي و دست نخوردگي، در آمده است.اگر چه هنوز هم”پشت در نشيني”، و مراسم”ينگه”در برخي از مناطق ايران، رواج دارد.بكارت زن بايد تا زمان ازدواج حفظ شده واثبات گردد. ارزش و حسن شهرت يك دختر در صورت داشتن سكس پيش از ازدواج و از دست دادن بكارتش به خطر مي افتد . در مناطق روستايي، مرسوم است كه زوج پيش از مراسم عروسي هيچ ارتباط اجتماعي با هم نداشته و نخستين ملاقات بين آنها مراسم رسمي خواستگاري است كه در طي آن عروس از مهمان ها از جمله داماد آينده پذيرايي مي كند.و پس از آن در طي مراسم رسمي عروسي، ازداماد انتظار مي رود وارد اتاق حجله شده و اولين مقاربت را انجام دهد،در حالي كه بستگان و يا نماينده عروس و داماد، پشت در منتظر اثبات زفاف و دخول هستند. تحويل نشانه موفقيت (دستمال خون آلود) بسيارحياتي است.داماد ناموفق، در صورت به بارآوردن اين رسوايي براي خود وخانواده اش و شكست در دخول، تحت فشار رواني زيادي است و با سرزنش و خشونت و عصبانيت اطرافيان روبرو مي شود.از سوي ديگر عدم خونريزي در هنگام دخول، مي تواند موجب سرافكندگي عروس و خانواده او شده و حتي “قتل هاي ناموسي ” (Proud killing) به دليل شك در مورد عدم بكارت دختر را به دنبال داشته باشد. قشلاقي مي نويسد: “دوشيزگان يا خانم ها با پرده هاي قابل اتساع، بيشترين موارد مراجعات به پزشكي قانوني را در معاينات بكارت تشكيل مي دهند. “عمده اين مراجعات پس از شب زفاف، براي ثابت كردن دوشيزه بودن صورت مي گيرد و عروس شرمزده كه متهم به باكره نبودن شده به همراه اقوام شوهر جهت” اعاده حيثيت” ، درخواست معاينه مي كند.
دکتر مرقاتي خويي در مورد پرده بكارت مي گوید : ” از نظر فرهنگي، پرده بكارت به عنوان نمادي از نجابت و پاكدامني، معرفي مي شود. اگرچه بيشتربه وجود فيزيكي آن در ارتباط با رسوم مربوط به ازدواج ، پرداخته شده، اما ارزش پرده بكارت، از جنبه هاي پزشكي آن فراتر مي رود. اين مسأله ممكن است در فرهنگهاي ديگر از نظر آناتوميك، ناچيز شمرده شود ولي درفرهنگ ايراني، معني نمادين آن قدر گسترش مي يابد كه حتي وضعيت اجتماعي دختر و كل زندگيش را تعيين مي كند”

شب اول عروسي در بسياري از فرهنگها زمان اثبات حقانيت، شرافت خانوادگي و دفاع از حيثيت دو خانواده است كه با توانايي داماد براي انجام دخول واژينال، و ريختن خون بكارت بر دستمال، صحنه نمايش به شكل برد – برد براي هر دو خانواده، به پايان مي رسد.هر نوع شكست درانجام دخول و يا اثبات بكارت ، مي تواند به منزله شكست و بازنده شدن يك طرف و سرشكستگي او و خانواده اش باشد.اين انتظار جامعه براي خريدن آبروي خود و خانواده در طي يك عمل جنسي موفق، فشاررواني زيادي را بر زوج وارد مي كند كه بايد براساس كليشه هاي درون رواني (Intra psychic scripts)آموخته شده، با آن روبرو شده ، موفقيت جنسي لازم– دخول واژينال – را كسب كنند.

كليشه هاي درون رواني مربوط به دخول و مقاربت كدامند؟
مقاربت به عنوان مهمترين عرصه به اشتراك گذاشتن كليشه هاي درون رواني زن و شوهر شناخته شده است و كليشه هاي درون رواني فرد در مورد كثيف دانستن دخول و مقاربت ،مرتبط دانستن روابط جنسي با گناه ، ترس از آلت بزرگ و واژن كوچك، افكارترسناك در مورد درد غير قابل تحمل، پارگي وخونريزي شديد ناشي ازدخول و احساس گناه به دليل عدم توانايي دخول، همه از مثال هايي هستند كه در نمايش درون روانی زن در زمان اولين تجربه جنسي مي تواند تأثير داشته باشند.از سوي ديگر تاكيد جامعه بر دست نخوردگي و دوشيزگي تا زمان ازدواج، به عنوان يك ارزش اجتماعي و برهنه شدن در شب اول عروسي و وارد كردن چيزي به” نقطه ممنوعه”كه جامعه، ارزش زندگي دختر را تاحد زيادي وابسته به آن مي داند، فرد را با يك دوگانگي، روبرو مي كند.دوگانگي بين آ نچه نبايد مي شد و اكنون بايد بشود، آن چه مرد مي خواهد يا آنچه زن بايد انجام دهد؟ اين دوگانگي، ناشي از دروني كردن هنجارها و ارزش هاي جامعه و تضاد بين كليشه هايي است كه، تاكنون به فرد آموزش داده شده و عملكردي است كه امروز، از او انتظار دارد.

نتیجه:
از نگاه ساختارگرايي اجتماعي، “دختر باكره، نماد پاكي و نجابت و ضامن اعتبار وآبروي اجتماعي” و ” مرد توانمند و كارآمد جنسي” دو سازه مهم سناريوي فرهنگي شب زفاف مي باشند .در اين كليشه جنسي، دختر بي تجربه بدون مواجهه قبلي در شب زفاف بايد با جامعه خود، به صورت دو طرفه به يك نتيجه قابل قبول يعني اثبات پاكي و نجابت خود برسد.به نظر مي رسد درازدواج به وصال نرسيده، فرايند رسيدن به يك نتيجه واحد و قابل قبول دچار اختلال مي شود، بدين گونه كه دوگانگي و تعارض بين درون روانی دختر (ناحيه تناسلي، منطقه اي ممنوعه وغير قابل لمس است، آلت مردبزرگ است، پارگي و خونريزي…) با تعامل نمادين بين فردي (تمكين بايدصورت بگيرد، مرد بايد اقدام به دخول كند، مرد در حين دخول بايد درموضع بالا و مسلط بر اوضاع باشد و غيره…) موجب اين اختلال مي شود.مرد ناموفق نيز در اين صحنه وضع بهتري ندارد، و به دليل عدم اجراي نقش هاي از پيش تعيين شده و تبعيت از كليشه هاي مردانگي و قدرت،دركي از خود به عنوان يك “مرد ناموفق” پيدا مي كند.ازسوي ديگر استراتژي هايي كه براي كاهش بروز ازدواج به وصال نرسيده در جوامع طراحي شده بر اين نكته تأكيد دارند كه دخول واژينال–اصل لازم زوجيت – رخ نداده و ترجيح زن و شوهر براي انجام ساير رفتارهاي غير دخولي لذت بخش به عنوان يك اختلال پزشكي در نظر گرفته شده است.به عقيده سايمون و گاگنون در جوامعي كه سيستم هنجارهاي اجتماعي يك سيستم در هم تنيده و تعيين شده است، براي افراد، بسيار دشوار خواهد بود كه به رفتارهايي غير از هنجارهاي جامعه بپردازند.بر اين اساس، وقتي هنجار اجتماعي تعيين شده اي براي شب اول عروسي وجوددارد كه دخول واژينال، در مركز آن قرار دارد، هر نوع رفتار ديگر غير ازدخول، از ديدگاه درون رواني و بين فردي، رفتار “ناهنجار” در نظر گرفته مي شود و فرد به دليل تعارض بين نقش اجتماعي در نظرگرفته شده براي او و عملكردش دچار تضاد شده و وقتي دخول ناممكن است، احساس گناه مي كند.از سوي ديگر، از آنجا که هر نوع آشكارسازي اين مشكل، با عوارض اجتماعي زيادي مانند سرزنش، عدم پذيرش اجتماعي، انگشت نما شدن و حتي طلاق همراه است ، بسياري از زوجها این مسئله را مخفي كرده و منجر به طولاني شدن اين وضعيت وعدم جستجوي درمان توسط آنها مي گردد.

×‌×‌این متن با استفاده از مقاله نظريه كليشه هاي جنسي و سازه هاي ازدواج به وصال نرسيده. مجله تحقيقات علوم رفتاري 1392
نگارش و بازسازی شده است.

 


468 ad

پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *